تريبون آزاد

روزهاي يك روزنامه نگار ايراني

Super Wanted
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥  

 

* تریبون آزاد" را بدون فیلتر بخوانید، این "خوراک" شماست

او یک "جانی" است، فراری با دستانی آغشته به خون.
هر کجا "عمر بشیر" را یافتید، به نام زمین، به نام دارفور، به نام عدالت، به نام آزادی، به نام حقوق بشر، به نام اخلاق و به نام انسانیت او را بازداشت کنید.
اگر به هیچ کدام این‌ها هم باور ندارید، به همان چیزی که ایمان دارید، این جانی را توقیف کنید.

Wanted Omar Bashir

شرح طرح: کاری ناچیز است از خودم با دانش اندک فتوشاپ و سواد درب و‌ داغان انگلیسیم. وبلاگ اجازه نمی‌دهد که در ابعاد بزرگ‌تر این طرح را بگذارم، اگر بزرگ‌ترش را خواستید به Tragedy_In_Iran@Yahoo.Com ایمیل بزنید.

درباره‌ی نسل‌کشی دارفور و سرنوشت بشیر به همین قلم:
قصاب دارفور در دام قانون

دارفور در همین تریبون:
استخوان‌های دنده‌ات را می‌شمارم

دیگر ناقضان حقوق بشر در همین تریبون:
دیوانه در ویرانه
رفیق! گورت را گم کن


کلمات کلیدی: نسل کشی ،کلمات کلیدی: طرح ،کلمات کلیدی: ناقضان حقوق بشر ،کلمات کلیدی: حقوق بشر
 
سنگی بر دوش،خاری بر پا،راهی دشوار
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۳٠  


دلارام علی محکوم به شلاق خوردن می شود و تا جان به لب نشود،قاضی تازیانه به دست دارد."مریم حسین خواه" به زندان می رود و تا درهم نشکند،به "زندان بیرون" باز نخواهد گشت.دوستان من در کمپین یک میلیون امضا،سخت در فشارند و این پیامد خشمیگن شدن توتالیترهاست(+).چه باک که خشم آن ها،درستی راه این زنان را واگویه می کند و ما،این مردان صلب را به تحسین وا می دارد.
این طرح را تقدیم می کنم به روزهای سخت و راه ناهموار مریم حسین خواه و دیگران زنان این سرزمین.

طرح از کوربس

در همین باره از همین تریبون:
اوین خیس است (+)
درسی برای زندان بان (+)
* به کمپین می پیوندم (+)
هشت مارس در زندان (+)
نزن زن! (+)
آنها خواهرمان هستند (+)


کلمات کلیدی: حقوق بشر ،کلمات کلیدی: زنان ،کلمات کلیدی: زندانی سیاسی ،کلمات کلیدی: طرح
 
شصت به شصت
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٦  


حکایت حاکمیت ایران و جامعه ی جهانی بر سر دو چالش بزرگ هسته ای و "حقوق بشر" بی شباهت به طنز دوستی نیست که به خواستگاری رفته بود و هنگامی از نتیجه اش سراغ می گرفتید،پاسخ می داد؛"60،60" شد و اگر می دید که هاج و واج مانده اید،خودش توضیح می داد:«هر چه ما گفتیم،آن ها شصت نشان دادند و هر چه آن ها گفتند،ما شصت نشان دادیم.»مفهوم این "شصت" عزیز که البته در یگنه ی دنیا کاربرد OK را هم دارد،در این حکایت ایرانی به همه چیز تفسیر می شود جز همان OK.در این ماه های اخیر انگار داستان آن خواستگاری به بازی سیاست حاکمیت ایران با جامعه ی جهانی نیز رخنه کرده است.از قرار جامعه جهانی هر چه می گوید،ایران شصت نشان می دهد و در برابر هم نباید انتظار داشت که هر چه حاکمیت ایران می گوید،دنیا شصت نشان ندهد!نمونه ی روشنش گزارش تازه برادعی است که ایران از آن چون یک «پیروزی دیپلماتیک» یاد می کند و 5+1 اساسن این گزارش را به پشیزی نمی گیرد.

طرح از کوربیس


کلمات کلیدی: پرونده هسته ای ،کلمات کلیدی: تحلیل ،کلمات کلیدی: طرح ،کلمات کلیدی: سیاست
 
سوسک ها قسر در نمی روند
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٧  


شاید در هزاره ی سوم بیش از هر زمان دیگری مرزها در هم ریخته و "میهن" آن مفهوم پاک و مقدسش را به تدریج از دست داده اما من هنوز "ناسیونالیسم" را به چیزهایی چون «جهان وطنی» ترجیح می دهم.این تفکر البته خیلی روشنفکرانه و اصلاح طلبانه نیست اما به گمانم آدمی که در سرزمینی به دنیا می آید،تا ابد دهر جزیی از همان سرزمین است و بالاخره باید به این خاک و میهن تعصب و عرق داشته باشد،حتا اگر این تعصب به افراط هم بگراید باز بهتر از این است که آب و خاک هیچ کجای دنیا برایت تفاوتی نداشته باشد.با این همه یک چیز را نمی فهمم؛این که چرا ما برخی وقت ها در دفاع از میهن مان راه به خطا می رویم و به خدمت حاکمیت توتالیتر سرزمین مان در می آییم؟

کاریکارتوری که مورد اعتراض واقع شد

نمونه اش این روزها نقل محافل است،همین کاریکاتوری که یک نشریه دست چندم در ایالت های متحد منتشر کرده و یک بار دیگر رگ گردن برخی از ایرانیان را متبلور ساخته.باری؛میهن پرستی خوب است،دفاع از حیثیت یک ملت و کشور هم عالیست اما برای این که بتوانیم این خوب ها و ایده آل ها را لجن مال نکنیم،ابتدا بهتر است بتوانیم برای خود «توهین» را تعریف کنیم.در کاریکاتوری که من دیدم،توهینی به کشور و ملت خود پیدا نکردم،دیدگاه کاریکاتوریست را کاملن آشکار یافتم  و طرف حسابش هم روشن تر از است آن که نتوان میان ملت ایران و تروریست هایی که از ایران به کشورهای همسایه می روند،تمایز قائل شد.با این وجود حتا اگر نمی توانیم برداشت درستی از کاریکاتور داشته باشیم و ناتوان از تمیز دادن خود با سیستمی هستیم که "با نام ایران" هر کاری که دوست دارد،انجام می دهد،باز به گمانم پاسخ سردبیر نشریه(+ +) می تواند به این داستان توهین پایان دهد.او در این پاسخ به شکلی روشن اعلام می کند که طرف حساب این کاریکاتور کیست و همین می تواند ابهام را بزداید و حس توهین شدگی ما را از میان بردارد.
البته در این کاریکاتور تمسخر یا استهزا یا هر چیز دیگری که دوست دارید بنامید(مانند توهین) آشکار است اما نه به من،نه به ملت ایران و نه به کسانی که مخالف تروریسم هستند،در این کاریکاتور به کسانی نقش سوسک داده شده که دست شان تا آرنج در خون مردم بی گناه کشورهای خاورمیانه آلوده است،تروریست ها را مسلح می کنند و از شعله ای که در عراق و لبنان و فلسطین می افروزند،شاد و خشنودند.آیا در نظر شما تروریست ها نقش جذاب تری از سوسک دارند؟برخی دیگر گمان دارند که «توهین؛تشبیه ایران به یک چاه فاضلاب» است اما احتمالن نمی توانند درک درستی از چاه فاضلاب موجود داشته باشند.هم نشانه های آشکار کاریکاتور و پس از آن توضیح سردبیر کلومبوس دیسپچ نشان می دهد که حکایت "چاه فاضلاب" چیست و باید از تعبیر آن به میهن خود برحذر بود.این چاه فاضلاب یک تشبیه و تمثیل حقیقی است اما نه از ایران و نه از سرزمین من،از اتفاقی که در سرزمین ایران می افتد و روشن نیست که چرا ما می کوشیم،حقیقتی که به چیز دیگری اشاره می کند را رسمن به میهن خود وصل کنیم و سپس برایش به سوگ بنشینیم.
کاریکاتور مایک رامیرز تنها بیان حقایقی است که هر روز تکرار می شود و به گمانم اعتراض ایرانیان چیزی جز سرپوش گذاشتن بر ناتوانی خود در پیشگیری از این اتفاق و غلبه بر توتالیتریسم نیست.ما دوست داریم که همه ی دنیا مانند خود ما ساکت بنشیند و اتفاق های شرم آوری که در ایران رخ می دهد را نادیده بگیرد تا نکند خدای ناکرده غرور ما جریحه دار شود و میهن مان لکه دار اما خب روشن است که چنین انتظاری خواب و خیالی بیش نیست.مردم دنیا حق دارند که حقایق را بدانند و رسانه های جهان نیز آزادند تا حقیقت را گزارش کنند چه،این حقایق خوشایند ما باشد چه نباشد.کسانی که نمی توانند،سوسک ها را تشخیص دهند و درک کنند فاضلاب چیست،بهتر است یا از این پس قدرت تحمل خود را بالا ببرند  و یا جای جوسازی و جنجال بیهوده انرژی خود را متمرکز جایی کنند که "بوهای بد" آن فضای میهن ما را از خود متاثر ساخته است.


کلمات کلیدی: ایران ،کلمات کلیدی: آمریکا ،کلمات کلیدی: طرح ،کلمات کلیدی: خاورمیانه