همه نگران هم هستیم، شبها که موبایلها قطع میشود، تا بامداد میشماریم که چند نفر دیگر را دارند میبرند و این دلشورهها مداوم است. به احترام همین دلشورهها، نگرانیها و دوستیها باید گردن نهاد به حکم نانوشته و تا اطلاع ثانوی «ننوشت». با این همه تاب آوردن خفقان همآره به «خفت» میانجامد و این روزها گویی «ابرهای عالم شب و روز در دلم میگرید». اینها را تند مینویسم و فرو میگذارم تا گاهی دیگر.
1. رای ندادم و برای نخستین بار پشیمانم. دیدگاههای من دارای تفاوتی آشکار با میرحسین موسوی است اما سر بالا میگیرم و اعتراف میکنم که این "مرد"، ارزش رای دادن را دارد، کاش مجال جبران مافاتم پدید آید.
2. هرگز از رای "سبز" خود پشیمان نشوید! هر آنکه رای داده، بر این گمان بود که «با مشارکت خود گامی هر چند کوچک بهسوی پیشرفت کشورش برمیدارد». این درست که همه فکر میکنیم، بازی خوردهایم اما تویی که رای دادی، رسالت خودت را دربارهی کشورت را به انجام رساندهای، دیگران "خیانت" کردهاند.
3. دوستان خارجنشینی که میگویند؛ «ما میدونستیم...» دست از تحقیر ملت ایران بردارید، PLS Shut Up. من هم رای ندادم اما امروز دست اتحاد هر ایرانی را میفشارم، این مردم شایستهی تقدیرند.
4. آرام و خویشتندار باشید اما قوی. خشونت در برابر خشونت برهنه و بیرحمانهی گارد حکومتی ما را به جایی نمیرساند، بگذاریم میرحسین موسوی، پیشروتر از همهی ما باشد.
5. همه بدانیم که این "شام آخر" است. تازهترین رونوشت از تاکتیک قدیمی کودتا در کشور در حال آزمودن است و اصلاحطلبان، مردم و ایرانیان در سراسر جهان باید درک کنند که اگر اینجا را ببازیم، ایران، کشور، زندگی و خانواده خود را باختهایم. این در تاریخ ثبت میشود؛ آقای محمد خاتمی و آقای علی اکبر هاشمی بهرمانی و تمام علما و روحانیون این کشور.
6. مهدی کروبی، میرحسین موسوی؛ همچنان دست در دست یکدیگر ادامه دهید.
7. امروز ما تمام قد از "جمهوری اسلامی" در برابر یک "براندازی از درون" دفاع میکنیم؛ الله اکبر.