تريبون آزاد

روزهاي يك روزنامه نگار ايراني

درسی گرفته‌ایم این‌بار؟
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۳  


سرراست‌ترین پاسخ به این پرسش تاریخی که چرا جنبش ملی شدن نفت فرجامی چونان تیره داشت، همیشه و همآره چیزی جز «جدایی رهبران نهضت»، «نفاق کاشانی» و «خیانت از درون جنبش به مصدق» نبوده است. ما پذیرفته‌ایم که بیداری تاریخی ایرانیان پس از اشغال کشور چنان پر از شور و شعور و آمیخته با هیجان بود که تمامی ترفندها و تدابیر استبداد زمان خود را در هم شکست اما آن‌چه سبب شد، سرانجام جنبش ملی شدن نفت به دموکراسی در ایران نینجامد، آسیب‌ها و آفت‌های درونی آن بود، نه زور قاهر قدرت. این درس را ما به گران‌سنگی آموختیم و بهایش را نسل‌های پی در پی با "باختن زندگی" در استبداد و خودکامگی پرداخت.
امروز اما گویی می‌توان امید داشت که دوران فراموشی‌های تاریخی و پی‌درپی ایرانیان و تکرار چندین‌باره‌ی و تراژیک تاریخ دیگر به‌سر آمده و با جسارت و افتخار بانگ آورد که "جنبش سبز" نخبه‌گرا، فرهیخته و بلوغ یافته است. نه‌تنها روش‌ها مدرن شده‌اند، شعارها فرهیخته و ایده‌ها و آروزها دارای درجه‌ای از پختگی و نخبگی که می‌بینیم هر چه می‌گذرد، جنبش مردم، رهبرانش را نیز به دنبال خود می‌کشاند و به سوی پیش‌ رفتن و شکستن حصار فکری خود فرا می‌خواند. "میرحسین موسوی" و "مهدی کروبی" خود نیز بارها فروتنانه گفته‌اند که «مردم آن‌ها را به جلو می‌رانند» و تداوم درخشش ستاره‌ی بخت آنان در آسمان ایران جز به دنباله‌روی از آن‌چه مردم می‌خواهند، شدنی نبوده است. جنبشی چنین کارآ و کارآمد با این میزان شگرف تاثیرگذاری را نه باتوم‌ها و اشک‌آورها و نه تهدید و ارعاب‌های تریبونی کارگر نخواهد بود و شعار مردم چه گویاست؛ «شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد». مادامی که «ما همه با هم هستیم»، به روشنی از دست ارباب قدرت کار زیادی برنمی‌آید اما همیشه بزرگ‌ترین انقلاب‌ها را نیز آفت‌های درونی چون موریانه‌ای از داخل جویده و به فنا داده است. چونان که در تاریخ ایران جنبش ملی شدن نفت از این نقطه‌ نظر یکه و تنها نیست و بوده ده‌ها و بل سدها رخ‌داد تاریخی که با نفاق درونی و جدایی رهبران به سر منزل مقصود نرسیده است.
جنبش سبز و رهبرانش امروز اما چنان می‌نمایند که گویی از تاریخی چنین پرآموزه درس‌ها در خورجین دارد. با خودزنی پرحرارتی که پیش از انتخابات در اردوگاه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به‌راه افتاده بود، به نظر می‌آمد که تا «اتحاد» این دو فرسنگ‌ها فاصله باشد اما خطر چنان بزرگ و مجال اندک است که تمامی ما می‌توانیم با هر نام و رنگ و باوری در کنار هم بایستیم و علیه خطر بجنگیم. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نشان داده‌اند که نه‌تنها مرد این راهند که از هوش و فراست بالایی نیز در تشخیص موقعیت خود برخوردارند. دست‌های به‌هم فشرده‌ی آن‌ها در این عکس خیال ما را آسوده می‌سازد و به همان میزان و مقدار خواب آشفته و ناآرام ارباب قدرت را پر هراس. چنین باد تا فرداها که ما پیروزیم.

رهبران مشت در مشت هم


کلمات کلیدی: سیاست ،کلمات کلیدی: تاریخ ،کلمات کلیدی: 22 خرداد 88 ،کلمات کلیدی: جنبش سبز