در حاشیهی تجمع امروز میهندوستان ایرانی به جعل نام جاودان "خلیج فارس" در برابر سفارت امارات

یادگار پرشیای بزرگ،میراث پارسیان دلیر "روزت" رسید و ما آمدیم،آمدیم تا مشتی باشیم از نمونهی خروار ایرانیان،انگشت نمای شهری باشیم که دوست میدارند به "سکوت" وا دارندش اما بر قلب ما نامت طلاکوب است؛خلیج نامیرای فارس،خلیج جاودان پارسی،ای همیشگی.
این فریاد رسای پانصد نفر را شنیدی؛«خلیج همیشه فارسه» و اما که اعتراض ما تنها نمایندهی خردی از غرور ایرانیان است.در برابر جاودانگی 7000 هزار سالهی تو،ما پانصد نفر هیچ نیستیم و کاش صدای بوق همدلانهی ماشینها تا سواحل جنوبی ایران هم برسد تا شاد باشی از این همهمه و همراهی همگانی.یازده صبح امروز،دخمهی کشور کوچک امارات در تهران را فریاد پارسی،ترنم «ای ایران»،این «مرز پر گهر» پر کرده بود.اعراب خیمهنشین تهران باید هم گوش خود را گرفته باشند از ندای رسای خلیج فارس چه،مگر همینها نیستند که به "جعل تاریخ" سخت میکوشند و مگر نام مانای خلیج فارس خاری در چشمشان نیست.بگذار؛دیگران به اسم ایران آن کنند که "دشمنان" خواهد.بگذار؛پیام «خلیج[فارس] دوستی» دهند،بروند زیر تابلوی خفت بنشینند و با «شورای همکاریهای کشورهای عربی خلیج[فارس]» عکس یادگاری بیاندازند،بگذار با دشمنان مام میهن دست دوستی دهند،سپس بگویند که «مسئله ی ما،خلیج فارس نیست» اما تو باور کن خلیج فارس "پرشیای تقدیس شده" که ملت ایران باورت دارد و برای همیشه پارسی بودن خلیج فارس مسئله این مردم خواهد بود.
فریاد امروز ما،واگویهی این دردهاست.سی سال است که بر سر ملیت ما،ناسیونالیسم پارسی و مهیندوستی ایرانیان میکوبند اما مگر هویت نهان کردنیست،مگر رگ و ریشهی آدمی تغییر دادنی است؟ما آمده بودیم تا صدای خلیج فارس گوش اعراب را کر کند،هر چند گویی این فریاد در گلو مانده بیش از بادیه نشینها بر کاخنشینان قدرت گران میآید.این بار هم چونان همیشه با فرزندان میهن مدارا نکردند و "باتوم" قهر از همان دستی بیرون آمد که «ایران اسلامی» و «جمهوری عربی» میخواهد نه یک "جمهوری دموکراتیک پارسی".
صدای «خلیج فارس» و «میهن» و سرود ماندگار «ای ایران» که فضای ظفر را آکنده کرد،گروه کوچک ما سر به خیابان ولیعصر نهاد.جز «میهن،میهن» چیزی نگفتیم و سرودی جز «ای ایران» نخواندیم اما شگفتا که نیروی انتظامی برنمیتابد نه نام ایران را،نه شعار میهن را،نه سرود ای ایران را.به دقیقهای،چند سبزپوش شدند فوج باتوم بهدست و کوشیدند تا خاموش کنند فریاد را.پلاکاردها پایین،دوربینها خاموش و «متفرق شوید».وسایل شخصی چند نفری را گرفتند تا تصویری نسازند از اعتراض ایراندوستان و چند نفر دیگری بازداشت شدند تا شاید درس عبرتی باشند تا دیگر مردم خلیج فارس نخوانند!با وجود این کشاکش،فریاد گروه پانصد نفره خاموش نشد که بوق ماشینها و ترافیک سنگین خیابان کار را برای قهریه سختتر میکرد و از برای همین،میدان ونک به بدل به صحنهی رزمایش نیروهای سبزپوش شد.بیش از سیصد نیروی پلیس به همراه صدها لباس شخصی میدان ونک را بدل به منطقهای کاملن نظامی کردند.به این ترتیب میدان ونک تهران،پایان تجمع را رقم میزد اما نه شکست خورده،دقایقی از تعطیلی دبستان رازی میگذشت و کودکان با شوق میخواندند؛«خلیج همیشه فارسه» چه نیک که تشر مادران فایدهای نداشت.
دیگر عکسها:
۱.به پیش می رویم

۲.پلاکاردها فراوان هستند
۳.نیروی انتظامی آماده می شود
۴.و این تازه آغاز باتوم خوران است